زوایای آشکار و نهان دوران مختلف موزه هنرهای معاصر تهران به روایت غلامرضا نامی

نگارستان هنر-حراج آثار هنری
دبیر دهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر منصوب شد
تیر 27, 1396
بیمه عمر هنرمندان راه اندازی می شود
تیر 27, 1396

زوایای آشکار و نهان دوران مختلف موزه هنرهای معاصر تهران به روایت غلامرضا نامی

غلامرضا نامی می‌گوید که موزه هنرهای معاصر تهران در دوره دکتر علیرضا سمیع‌آذر به 80 درصد اعتبار جهانی خود رسید.

غلامرضا نامی از جمله هنرمندانی است که فعالیت‌های متعددی را در حوزه‌های مختلف هنر از نقاشی تا طراحی صحنه انجام داده است. اما او معتقد است در جایگاه یک مدیر هنری متعهد می‌تواند عملکرد بهتری داشته باشد. او در سال‌های بعد از انقلاب و به واسطه این روحیه خود نقش بسزایی در رونق موزه هنرهای معاصر و در برگزاری بی‌ینال‌های و رویدادهای متعدد هنری داشته است. او در این سال‌ها با مشاوره‌های خود توانسته گنجینه گران بهایی را برای موزه بانک پاسارگاد تهیه کند و از این منظر نقش مهمی را در اقتصاد هنر ایفا کند. در این گفتگوی خواندنی او پیرامون مسائل متعددی از جمله نحوه عملکرد مدیران موزه، امانت‌سپاری‌های آثار هنری، نمایشگاه های مهم حوزه تجسمی و مسائل حاشیه‌ای چون معاوضه اثر دکونینگ با اوراق شاهنامه طهماسبی و چگونگی خرید آثار موزه بانک پاسارگاد سخن گفته است.

آقای نامی چطور شد که به عرصه هنر راه پیدا کردید؟

پدر و برادر بزرگ‌ترم در عرصه هنر فعالیت می‌کردند و این کشش از دوران بچگی در من هم وجود داشت. حتی برادر کوچک‌ترم که برق خوانده بود هم کارهای مجسمه‌سازی و قالب‌گیری انجام می‌داد. من در سال‌های نوجوانی به مسابقه ای که در کلاس‌های خصوصی آقای دعوتی برگزار شده بود رفتم.‌ من در آن مسابقه برنده شدم و یک جایزه دریافت کردم که بردن جایزه در آن مسابقه اشتیاق مرا به هنر بیشتر کرد. به همین دلیل رشته هنر را انتخاب کردم و بعد از مدتی برای تحصیلات هنر به کشور ایتالیا عزیمت کردم. در آن‌جا چند رشته مختلف هنری از جمله طراحی، سینما، تاریخ نمایش و عکاسی را خواندم. پس از اتمام تحصیلاتم در شهر رم، مرا به تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک دعوت کردند و من مدتی در آن‌جا تدریس کردم. در سال‌های منتهی به انقلاب هم به عنوان طراح صحنه در تالار رودکی ) تالار وحدت) مشغول به کار شدم و به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمدم. علیرغم همه این اتفاقات، علاقه و کشش اصلی من به سمت هنرهای تجسمی بود و دنبال راهی بودم که مرکز فعالیتم را به عرصه تجسمی ببرم. انقلاب که شد، مرکز هنرهای تجسمی تاسیس شد و من وارد آن مرکز شدم و از آن طریق ریاست امور نمایشگاه‌ها را بر عهده گرفتم. آقای پولاد عبدالرحیمی بعد از آقای خامنه ای دومین رئیس مرکز هنرهای تجسمی بود که بعد از مدتی به عنوان نماینده آقای عبدالرحیمی وارد موزه هنرهای معاصر شدم .در آن سال‌ها کارهای دیگری هم انجام می‌دادم. مثلاً وارد حوزه طراحی صحنه و لباس شدم و در دهه 60 و 70 در چند فیلم از جمله “خانه دوست کجاست؟”، “اجاره‌نشین‌ها” ، ” بی بی چلچله” و “زینت” کار طراحی انجام دادم. با این حال همیشه علاقه و گرایش اصلی‌ام به سمت هنرهای تجسمی بود.

در سال‌های دورتر رابطه‌تان با برادر بزرگ‌ترتان آقای غلام‌حسین نامی که از نقاشان برجسته کشور هستند چطور بود؟ آیا با همدیگر کار هنری انجام می‌دادید یا هر کدام مسیری جداگانه را طی کردید؟

رابطه‌مان یک رابطه برادرانه خوب و صمیمی بود. ما سالیان سال با هم به صورت مجردی در تهران زندگی می‌کردیم تا این‌که من ازدواج کردم و راهی ایتالیا شدم. من همیشه از ایشان یاد گرفته‌ام و به نوعی ایشان استاد و بزرگ‌تر من است. بیشترین توصیه‌ها در زمینه کاری را از ایشان گرفته‌ام و آقای غلام‌حسین نامی باعث افتخار من است. زمانی که من در موزه هنرهای معاصر بودم، شورایی را تشکیل دادم که بر اساس آن بتوانیم از نظر چند نفر از بزرگان هنر برای پیشبرد هدف‌های کوتاه و بلند مدت موزه استفاده کنیم که یکی از آن اعضای مؤثر آن شوراء، آقای غلام‌حسین نامی بود که همکاری تنگاتنگی با ما داشت و ما از نظرات ایشان استفاده می‌کردیم. زنده‌یادان مرتضی ممیز و جواد حمیدی، آقای دکتر حبیب‌الله آیت‌اللهی و و در چند جلسه آقای منوچهر معتبر سایر افراد صاحب نامی بودند که در آن شوراء حضور داشتند.

آقای غلام‌حسین نامی هیچ‌وقت راهنمایی‌تان نکردند که آثار خودتان را هم در نمایشگاه بگذارید؟

من سعی کردم که کارهایی در حد اسکیس برای طرح‌های خودم به دیگران ارائه بدهم و هیچ‌وقت نخواستم به عنوان کسی که یک نمایشگاه هنری را مدیریت یا کیوریت می‌کند، آثار خودم را در آن به نمایش بگذارم. بیشتر سعی کردم نمایشگاهی که برگزار می کنم، نمایشگاه قابل دفاعی باشد و آثارهنری واقعی را به هنرجویان ارائه بدهد. من زندگی عملی‌ام را به پای تفکر هنری‌ام ریختم و از این قضیه راضی هستم. بیشتر سعی کردم که یک مدیر هنری متعهد باشم و درست عمل کنم.

موزه هنرهای معاصر در سال‌های اول انقلاب چه وضعیتی داشت؟

من در آن سال‌ها مدیر طراحی تالار رودکی (تالار وحدت فعلی) بودم. آن‌جا یکی از مکان‌هایی بود که باید مورد مراقبت قرار می‌گرفت. حتی یک‌بار کمیته آمد و آن‌جا را پلمپ کرد چون تصور می کردند که تالار رودکی وابسته به ساواک است. ما به کمک دوستان توانستیم آن‌جا را از پلمپ در بیاوریم و بگوییم که تالار یک جای فرهنگی هنری است و محل کارهای سیاسی نیست. در آن زمان یک سری حمله‌های جسته گریخته هم به موزه هنرهای معاصر می‌شد که حتی یک مدت هم باعث شد که موزه تعطیل شود اما چندی بعد جو آرام شد و موزه کار خودش را ادامه داد.

شما در سال 60 وارد موزه هنرهای معاصر شدید. شرایط موزه در آن سال‌ها چطور بود و از آثار موزه چقدر محافظت شده بود؟

خوشبختانه صدمه‌ای به آثار موزه وارد نشده بود اما به لحاظ مدیریتی، برنامه‌های موزه مثل گذشته نبود. موزه هنرهای معاصر تهران باید برای هنرجویان و هنردوستان یک جایگاه آموزنده و برای محققین هنری قابل استفاده باشد. مدیران موزه در سال‌های اول انقلاب این‌کاره نبودند و شور مسائل دیگری در آن‌ها مطرح بود. آن‌ها یا کار نمی‌کردند و موزه بسته می‌ماند و یا اگر کار می‌کردند، بیشتر آثار مناسبتی را به نمایش می‌گذاشتند. حتی آثار مناسبتی که ارائه می‌دادند هم بهترین آثاری نبود که در کشور وجود داشت. یک مدت آثاری شبیه به کاموا‌بافی یا صنایع دستی در آن‌جا به نمایش گذاشته می‌شد! به نظرم این کارها یک جور خیانت به موزه هنرهای معاصر بود. زمانی که ما به موزه هنرهای معاصر رفتیم، در آن‌جا یک شورایی متشکل از افراد آگاه و منتقدان تشکیل دادیم و یک سری نمایشگاه‌های مختلف را برنامه‌ریزی کردیم که خوشبختانه نمایشگاه‌های خوبی بود.

اولین شورای سیاست‌گذاری که در موزه هنرهای معاصر تهران تشکیل شد متشکل از چه کسانی بود؟

زمانی که من وارد موزه هنرهای معاصر شدم، آقای ناصر جواهرپور مدیریت موزه را برعهده داشت و اولین شورای سیاست‌گذاری هم در زمان مدیریت ایشان تشکیل شد. آقایان مطیع، امیرخانی، ممیز، نامی، احصایی و حمیدی اعضای شوراء بودند و معاونت هنری وزارت فرهنگ برعهده آقای حاج سیدجوادی و مشاور ایشان هم آقای زرگرباشی بودند. در جلسه اول شوراء ما وارد محل جلسه شدیم که دیدیم یک عده دیگر هم آن‌جا نشسته‌اند. منتظر بودیم آن‌ها بروند تا جلسه را شروع کنیم که آقای جواهرپور گفتند که این‌ افراد هم جزو جلسه هستند و حضورشان با آقای حاج سید جوادی جوادی هماهنگ شده است. آقای حاج سید جوادی این را تکذیب کرد. ما متوجه شدیم که این افراد متشکل از آقایان سهراب هادی، حسین خسروجردی، حجت‌الاسلام کشفی و چند نفر دیگر، از انقلابیون هستند. آقای ممیز گفتن که مهم نیست، ما خوشحال می‌شویم با بچه‌هایی که شاگردهای ما بوده‌اند کنار هم بنشینیم اما به هر تقدیر جلسه برگزار شد. مدتی بعد آقای محمدرضا منزه به جای آقای جواهرپور، مدیریت موزه را برعهده گرفتند.بعد از ایشان آقای اشرف حسینی مدیریت موزه را بر عهده گفتند و من هم قائم مقام ایشان بودم. از آن زمان کار موزه به صورت جدی آغاز شد.

مدیریت موزه هنرهای معاصر بین سال‌های 60 تا 63 چند بار تغییر کرد و مدیران مختلفی اداره موزه را برعهده گرفتند. شرایط موزه در آن سال‌ها چطور بود؟

در آن دوره فقط نمایشگاه‌های مناسبتی انقلابی و مذهبی برگزار می‌شد که البته آن نمایشگاه‌ها هم درخور انقلاب نبودند. در دوره‌ای که اشاره کردید، به دلیل مسائل امنیتی اجازه نمی‌دادند که آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر به نمایش گذاشته شود. هنوز این اتفاق فرهنگ‌سازی نشده بود و می‌گفتند که به نمایش گذاشتن آثار گنجینه خطرناک است. در آن سال‌ها هنوز روحیه انقلابی خیلی داغ بود و این نگرانی وجود داشت که بعضی‌ها را شور بگیرد و دست به کاری بزنند. اما از زمانی که آقای عبدالرحیمی مدیر مرکز تجسمی شدند بعضی از آثار گنجینه با پاسداری نیروهای انتظامی و ماموران واحد حراست وزارت ارشاد از گنجینه بیرون آمد و نمایش داده شد. آقای عبدالرحیمی با انجام این کار بسیار شهامت کرد.

در سال‌هایی که شما قائم مقام آقای اشرف حسینی شدید، چه نمایشگاه‌های مهمی را در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار کردید؟

برگزاری اولین نمایشگاه هنر یکی از مهمترین کارهایی بود که انجام دادیم. البته دوستان اصرار داشتند که اسم آن بی‌ینال نباشد. ما آن نمایشگاه را در 4 مکان مختلف (فرهنگسرای نیاوران، مجموعه آزادی، تالار وحدت و موزه هنرهای معاصر) و همچنین 9 استان کشور برگزار کردیم. یک هیأت انتخاب برای نمایشگاه هنر در نظر گرفته شد و به برگزیدگان جایزه دادیم. مدتی بعد هم اولین بی‌ینال عکاسی را برای همه رشته‌های عکاسی برگزار کردیم و این کار را فقط با بودجه 16 هزار تومان انجام دادیم. بودجه‌مان همین اندازه بود. آن زمان با نامه در خواست دولتی به ما تجهیزاتی با قیمت اصلی می‌دادند. ما یک سری لنز از شرکت “کَنون”دادند با بودجه دولتی گرفتیم وآن‌ها را در ناصر خسرو فروختیم و یک مؤسسه دیگر هم باز با نامه دولتی تعدادی فلاش و سه‌‌ پایه خریدیم. خوشبختانه از طریق همین نامه‌نگاری‌ها توانستیم همه جوایز دوسالانه را پوشش بدهیم و به برندگان دوسالانه جایزه‌های نسبتا خوبی اهدا شد. آقای مجتبی آقایی یکی از کسانی بود که از آن دوسالانه جایزه گرفت. آن زمان عنوان دبیر مطرح نبود و من برگزارکننده این دوسالانه‌ها بودم. البته معتقدم که همه این دوسالانه‌ها باید یکی بشوند و اسمش را بگذارند دوسالانه هنر و نیز در آن سال‌ها پیش از برگزاری دوسالانه‌های نقاشی و عکاسی، یک سری تبادل آثار هنری میان استان ها هم داشتیم که بازتاب بسیار خوبی داشت و باعث شد که هنرمندان استان های مختلف با هم آشنا شوند.

موزه هنرهای معاصر چه زمانی به ثبات رسید و توانست برنامه‌های بلند مدت و دقیق‌تری داشته باشد؟

آقای دکتر غلامرضا اسلامی مدیر کل خوبی برای مرکز هنرهای تجسمی بود و دوسالانه‌های نقاشی و عکاسی در زمان مدیریت ایشان برگزار شد. من در آن سال‌ها خیلی به دنبال این بودم که فضای موزه بهتر شود. هیچ‌وقت هم به منافع شخصی فکر نمی‌کردم و تابلوی شخصی خودم یا همسرم را روی دیوار موزه نمی‌زدم که حرف و حدیثی پیش نیاید. همیشه به این فکر می‌کردم که یک سری نمایشگاه خوب در موزه برگزار شود که متأسفانه یک عده از مدیران آن زمان یا متوجه چنین برنامه هایی نبودند یا متوجه می‌شدند اما نمی‌توانستند اجرایش کنند. آن‌هایی که می‌خواستند این ایده‌ها را اجرایی کنند هم با طرح‌شان از طرف مقامات بالا مخالفت می‌شد و بعد نمی‌توانستند از آن دفاع کنند. خوشبختانه آقای دکتر علیرضا سمیع‌آذر که مدیر موزه هنرهای معاصر و مدیر کل مرکز هنرهای تجسمی شد، هم خوب متوجه بحث‌های مطرح شده می‌شد و هم آن‌ها را خوب اجرایی می‌کرد. البته آقای مهندس مرتضی کاظمی معاونت هنری وقت هم حمایت کامل از ایشان به عمل می آورد. موزه هنرهای معاصر بزرگترین موزه دارای آثار برتر هنرمندان غربی در خارج از غرب و موزه های بزرگ جهان محسوب می شود. معتقدم که این موزه در دوره آقای سمیع‌آذر به 80 درصد اعتبار جهانی خود رسید. یعنی بالاترین میزان اعتبار موزه بعد از انقلاب را کسب کرد اما موزه هنوز به اعتبار اصلی خودش نرسیده است. در دوران آقای سمیع‌آذر سعی کردیم که دوسالانه‌ها از فضای موزه خارج شود و خوشبختانه این مهم حاصل شد. مثلاً سومین دوسالانه مجسمه‌سازی را در فرهنگسرای نیاوران برگزار کردیم که خود من دبیراجرایی آن دوسالانه بودم و آقای پرویز تناولی دبیر هنری و آقایان آرنالد پومودور ، مارکو منه گوتزو ، دیوید گالووی و خیلی دیگر از اساتید و شخصیت های هنری بین‌المللی هم به عنوان داور در آن حضور داشتند. یک سری کارهای دیگر هم در دوره مدیریت آقای سمیع‌آذر انجام شد. مثلاً برای آقایان سپهری، عربشاهی، کاظمی و پزشک‌نیا بزرگداشت برگزار کردیم. کلاً یک اتفاق خوبی که آن زمان در موزه افتاد این بود که موزه برنامه سال بعدش را تهیه و تنظیم کرده بود.

منبع خبر هنر آنلاین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *